|
حکم ارتداد شاهین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به چه حقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر جان را خدا داده است چراباید تو بستانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حکم ارتداد شاهین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به چه حقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر جان را خدا داده است چراباید تو بستانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا بهار له شده
به زیر گامها راه نیست... این خجسته است: رهروان میان خود بهار بارور بنا کنند... این بشارت شریف ماست: سبز می شویم بردخیل حسرت کسان بر در و سلاح و راه ... سبز می شویم در سپیده وعده گاه اجتماع دستها ... "زنده یاد خسرو گلسرخی"
نگرانـ نباشـ چیز مهمی نیستـ منـ بسیارخوشبخت بودمـ با تو خداوند خواستـ عادلـ ـتر باشد تو را به دیگریـ بخشیدبی اجازهـ وستا نوشتـ: از بداههـ گویی هایـ منـ لذتـ ببرید وستا نوشتـ: همینجوری دلمـ خواستـ تو وب انا اپ کنم(این یه مرض قدیمیهـ)
پای می کوبید و میرقصید ... لیکن من ...به چشم خویش میبینم که میلرزید... می بینم که میلرزید و میترسید... ازفریاد ظلمت کوب و بید افکن مردم : که در عمق سکوت این شب پر اضطراب و ساکت و فانی... خبر ها دارد از فردای شور انگیز انسانی ! و من...هرچند مثل سایر رزمندگان راه آزادی! کنون خاموش ، دربندم ! ولی هرگز به روی چون شما غارتگران فکر انسانی نمیخندم ! "کارو"
ستاره ها به خاک افتاده اند چشمها به آسمان بی ستاره دلها در شوق دیدار دوباره ماه تنهاست چه کسی می داند چرا ستاره ها به روی خاک اند هر ستاره نماد انسانی مرده است آری! سالهاست که مردم مرده اند نفس میکشند اما آنقدر کبودند که گویی اکسیژنی وجود ندارد حرف می زنند ولی جای مهر سکوت هنوز بر لبان آنهاست راه می روند ولی افسوس ! که خرد آنها ساکن است بیچاره ماه که سزاوار دیدن مرگ ستاره هاست ستاره ها به کدامین گناه مجبور به مرگ برای نشان دادن مرگ انسانها هستند آه! ای ستاره های بیچاره! پی نوشت:این شعر یکی از اولین اشعار دوست عزیزم وستا هست که من خیلی دوسش دارم من واقعا هرروز بیشتر و بیشتر شیفته ی اشعار این نویسنده ی خوش ذوق و با استعداد میشم وستاجون آینده ی درخشانی رو پیش رو داری
درود بر همگی، دوستان من مدتی نبودم و از این بابت از همگی شما پوزش می طلبم اما
اکنون می خواهم به مانند گذشته فعالیتم را آغاز کنم اما به دلیل این که
دانش آموز سال سوم دبیرستان هستم شاید روند فعالیت هایم در وبلاگ کند تر
گردد اما به هرجهت تلاشم را میکنم که هر هفته با یک مطلب جدید بروز شوم
راستی یادم رفت نوروزباستانی بر همگی شما خجسته باد نیک اندیشی و شادکامی
را برای همه ی شماآرزومندم امیدوارم که در هرجای ایران و یا جهان هستید
،فکر و اندیشه شما سرشار از شادی و دل هایتان سرشار از مهر و راستی باشد و
درنهایت آزادی، مهر ،شادی وراستی را برایتان آرزومندم .
کوروش آیا میرسد روزی که قانون تو در دادگاه های شهرم اجرا شود ؟ و بیرق شیر و خورشیدمان دوباره به اهتزاز درآید ؟ آیا می رسد روزی که دل هامان سپید و سرزمینمان سبز باشد؟ و دیگر ما مرگ هیچ ستاره ای را نظاره گر نباشیم ؟ آیا و آیا هایم بسیارند اما دریغ و درد ،دریغ و درد که تو خوابی کوروش...................
کارون خشکید............ زاینده رود خشکید.....................................ارومیه هم خشکید ..................................................................... ................................دیگه چی از جونمون .............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...........................
ویژگی اشعار اخوان اخوان بعد از نیما که در حقیقت رسالت نهضت شعر فارسی معاصر را
در نو سرائی بر عهده داشت از جمله شاعرانیست که توانست هنر «نیما» را بی
واسطه عمیقاً درک کند و در عین حال اصالت و ابتکار خود را حفظ نماید. به
طور کل وی از شاعران منفرد تاریخ شعر ماست با فردیتی نومید وارجهان را سیاه نمی
بیند اما تاریخ را سیاه کار میشناسد. شیوه های بیانی گوناگون که در سیر سال های شاعری اخوان به تدریج در خط تحول وتطور زبان وبیان او هرسال از سال پیش ،بیشتر و بارزتر
جلوه یافته اند و از تسلط تدریجی او به
مصالح کارش حکایت کرده اند . برای
مثال اخوان دوبار از"مرداب"به مناسبت سخن گفته و در دو شعر به همین نام
با فاصله سرایش چند سال حالات خود را توصیف کرده است . مرداب
اول در قالب چهار پاره که چنین آغاز میشود
: عمر من دیگر
،چون مردابی است راکد و ساکت
و آرام و خموش نه از او
شعله کشد موج و شتاب نه در او
نعره زند خشم و خروش و"مرداب"دوم
در قالب نیمایی: این
نه آن آبست کاتش را کند خاموش با تو
گویم، لولی لول گریبان چاک آبیاری
میکنم اندوهزار خاطر خود را زان
زلال تلخ شور انگیز تاکزاد
پاک آتشناک دو شعری که چون در ترازوی تطبیق و انطباق قرار گیرند ،کفه ضغیف
و سبک نخستین و کفه قوی و سنگین دومین خود
به معاینه گویاست که در عرض چند سال چگونه قالب چارپاره و بیان و فضای ذهنی رمانتیک شعر اول به شعر
نیمایی با بیان و فضای عینی و زبان ویژه ی اخوان در شعر دوم تبدیل شده است : شعر هایی که از نظر بیان و توصیف و احساس و اندیشه مطلقا قابل مقایسه نیست .اگر چه همان شعر اول
هم در
مقابل شعر های اخوان که پر از آرایش های سخن و صنایع بدیعی و بیان های قدیمی و انباشته از قراردادهاست،شعر پیشرفته ای است .
با این همه نمی توان ناگفته گذاشت که از برخی از این صنایع بدیعی اخوان هرگز دست
بر نداشت و نمی توانست برداشت .جرا که که زبان شعر او و مهارت او در بیان ،غالبا
در استفاده از همین آرایش های سخن متجلی
میشود .آنها که براستی سخن را می آراید .
مثلا انواع جناس و تناسب و مراعات نظیر .به عبارت دیگر ،او با شعر کلاسیک پارسی و
به تبع آن با دنیای واژه ها چنان اخت و آشناست
که نمی تواند مثلا از موسیقی کلمات
مشترک الحروف چشم بپوشد : نه ز
یاری نه ز دیار و دیاری، باری... بر عبور
از ابر عبرت ها و باران عباراتش چنان
اخت است که طبیعتا نمی تواند به "ترصیع" و لف و نشر"متوجه نباشد : نوازش های این
آن را تسلی بخش تسلی های آن این
را نوازشگر چنان
اخت است که نمی تواند "مراعات نظیر"نکند : جمله تن چو در دریا
،چشم پای تا سر چون صدف گوش
است چنان اخت است که هر کلمه بر مدار ذهن او جز همتا و همجنس خود را
از نظر وزن و هماوایی و اشتراک حروف و قوافی درونی جذب نمی کند : ای برایم نه به رایم ساخته
منزل من اما خیره در
آیات آنات همگنان را همچنان
میبرد هر سویی به گام خود و اینها همه طبیعی است .زیرا برای کسی که از
زیر بیست سالگی شاید در حدود ده سال ،پیش از اینکه با فضای شعر نیما آشنا شود ،به
تتبع در دواوین قدما مشغول بوده و تا آخر عمر نیز از این اشتغال بازنمانده است بسیار
مشکل به نظر می رسد که بتواند از آن همه فوت و فن صرف نظر کند. اخوان علاوه بر چهار مجموعه شعر، بطور کلی در
شعر فارسی صاحبنظر است. مقالات مختلف تحقیقی و عمیق او در معرفی
جنبه های تازه ای از شعر قدیم عموماً و شناسایی رسالت و هنر «نیما»
خصوصاً دارای ارزش فوق العاده و منحصر به خود اوست. در زمینه شناخت و شناسایی هنر
«نیما» و شعر امروز کتاب منتشر نشده او به نام «بدعتها و بدایع نیما یوشیج»
در درجه اول اهمیت است. چند فصل از این کتاب به تدریج در مجلات ادبی
کشور منتشر شده است. علاوه بر این فصول، مقالاتی در تحقیق و نقد شعر دارد که
هر یک در حد خود بسیار آموزنده و ابتکار آمیز است. منبع:شعر زمان ما ویژه ی مهدی اخوان ثالث _محمدحقوقی_چاپ1386
|
ABOUT
جهاندارا ! MENU
Home
|